يادي از عزيز سفر كرده
اندازه غم چو عمر كم بايستي يا عمر به اندازه غم بايستي
در گذر زمان انسانهايي هستند كه بعضي از خاطرات بعضي از دوستان و بعضي از اتفاقات را در ضميرخود هميشه زنده و جاويد نگاه ميدارند. يعني با آنها زندگي ميكنند. با آنها حرف ميزنند. شكوههاي خود را با آنها در ميان ميگذارند. لحظات زيادي از عمرشان را با آنها سپري ميكنند. چارهاي هم جز اين نيست چرا كه اگر فردي اتفاقي خاطره اي در ضمير انسان نهادينه شود. حذف آن امكان پذير نميباشد. بالاخص آن خاطره آن دوست كه با روحيات آدمي همخواني داشته باشد. حقير قلبا و واقعاً با گذشته ام زندگي ميكنم و سعي كرده ام هيچ وقت گذشته خود را فراموش نكنم.
سواي همه مسايل انچه فراموش كردنش برايم مشكل است يكي از دوستان مهربانم مرحوم كيومرث خراساني ميباشد. كه بيشتر لحظات زندگيم با خاطرات او در حال سپري شدن ميباشد. دوران كودكي در روستا و بعد از آن در تهران همه و همه خاطراتيست كه فراموش كردنش برايم امكان ندارد. در مسير زندگي كه پيش بيني كردنش كمي دشوار است حوادث و جريانات ناخوسته اي گريبانگير ادمي ميشود كه گذر و فرار از اين حوادث غير ممكن ميگردد و كيومرث يكي از آن افراديست كه گرفتار چنين سرنوشتي گرديد. او كه بعنوان يك جانباز جنگ تحميلي با همه مشكلاتي كه تقدير برايش بوجود آورده بود مبارزه ميكرد و در مسير زندگي عاديش تقريباً فرد موفقي بود با شغل آبرومندي كه به عنوان مسول دامپزشكي شهرستان هشترود داشت و با تناسب شغلش كه با همه روستا هاي تابعه هشترود داشت به دليل توجه به خواسته هاي ارباب رجوع محبوبيت خاصي بين روستاييان پيدا كرده بود و هر كه را ميديدي از زاوبه نيكي ياد ميكردند. با همه اوصاف اكنون من مانده ام و خاطرات گذشته ام با او. كيومرث ناباورانه درابان ماه 1372در شهر تبريز در يك صبحگاه غم انگيز دنيا را وداع گفت. او شعري را كه هميشه تكه كلامش بود در ديدارها هميشه برايم زمزمه ميكرد و آن شعراين است.
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه اي گفت يا خواب است و يا باد است و يا افسانه اي
گفتمش اينان كه دل برزرق دنيا بسته اند؟ گفت يا كورند و يا مستند و يا ديوانه اي
و من اين مضمون را بعد از مرگش برايش نه براي خودم كه بهانه اي باشد كه هر از گاهي با او حرف بزنم. سرودم باشد يادگار...
آغلار قالسين دنيا دنيا بويي جاق هيچ گورمديم كيومرثي دويئنجاق
يولداشيديق يولاريميزچوخ اوزاق هيچ گولمسين فلكيده دورونجاق
دانيشاندا شيرين سوزي چوخودور نامردلره اونون سوزي اوخودور
فلك اونا بيلمم نه تور توخودور هيچ ايله بير اولدن او يوخودور
كيومرث جان انون يولون گوزلير كنده من گدنده سنن سولير
گوزدن ياش توكريك اورك گونير هيچ بيليرسن يازيق انون نيلير
آتا قارداش.باجي.هامي پريشان نه ياتوبسان دور يوخودان بير اويان
سن بيردانيش شيرين دلووا قربان من فتاحام گتمه يولداش بير دايان
دايانمادي بيلمم كووسميشدي منن يا قاچيردي اناميان اليندن
سعيد وحيد هيچ دوشمزدي دليندن بيلمم نجه ايرلدي گولريندن
يادش گرامي باد. با احترام فتاح عزتي آتشبيگ. 29 /4/192